چیزی ندارم بگم جز آرزوی توفیق و سلامتی فقط دوستان روز جمعه و دعای ظهور برا آقامون فراموش نشه دوستون دارم از راه دور بای
اس ام اس مبعث پيامبر و داستان كوتاه خنده دار
رفقا.اول از هر چيز چند تا اس ام اس به مناسبت مبعث گذاشتم و بعد از آن كلي جوك خنده دار.فقط شاد باشيد...
عيد رسول دو سرا آمده منجي عالم ز حرا آمده
سيد افلاك سلام عليك خواجه لولاك سلام عليك
جهان بهشت وصال محمد است امشب چراغ ماه هلال محمد است امشب
زمين مكه گل انداخته ز بوسه نور خديجه محو جلال محمد است امشب

بانگ تكبير ز امواج فضا مي آيد گوش باشيد كه آواي خدا مي آيد
پيك وحي است كه در غار حرا مي آيد به محمد ز خداوند ندا مي آيد
در آسمان و زمين اين ترانه گشته علم بخوان به نام خدايت كه آفريد قلم
بت و بت خانه همه ذكر خدا ميگويند سخن از اقرا و از غار حرا مي گويند
بشريت چه نشستي كه رسولت آمد حكم توحيد به آواي فضيحت آمد
متاسفانه به دليل اعتراض بازديد كنندگان داستان برداشته شد.لطفا جوك هاي زير را بخوانيد و لذت ببريد.
جوك هاي زيبا
پسر تو پنج سالگي: مامان دوست دارم.
مامان:منم دوست دارم.
پسر تو پانزده سالگي: مامان دوست دارم.
مامام:پول ندارم.
پسر تو بيست و پنج سالگي:مامان دوست دارم.
مامان:بگو ببينم خونشون كجاست؟ اصلا كي هست؟
مامانه داريم؟؟؟؟؟؟؟!
جديدترين جوكها و اس ام اس ها را از ما بخواهيد.

تو مترو بودم.مامانم اس ام اس داد كه ما رفتيم خونه خالت اينا تو فرمانيه.تو هم بيا اينجا.منم هواسم پرت شد و داشتم با گوشيم بازي ميكردم كه يه آقاهه صدام كرد و گفت:آقا مگه نميري فرمانيه؟ اينجا ايستگاه قيطريه است.باس پياده شي.! هيچي ديگه.دمه دوستان گرم كه هميشه هواسشون هست.
برخي از جوك هاي ارسالي توسط شما:
تعارف كه نداريم.هميشه پشت سر هر فداي سرت يه خاك تو سرت به صورت مستتر و بالقوه وجود داره...(كاظم)
بچه كه بودم هميشه پول هامو قايم ميكردم زير خاك تا درخت پول بشه.بعد از اين كه كلي پول چال كردم خونمونو عوض كرديم.حالا هم كه رفتم اونجا تا پول هامو بردارم ديدم اونجا خيابون شده!!! (حسن)
سوار تاكسي بودم و راننده هه كه پيرمرد بود و يه عينك دودي هم زده بود داشت با سرعت هشتاد تا ميرفت.منم ديدم در خوب بسته نشده واسه همينم در رو باز و بسته كردم كه يه دفعه راننده هه برگشت و با يه لحن باحالي گفت:كسي پياده شد؟!!! يعني از شدت خنده كم مونده بود دستگيره در رو گاز بگيرم... ( ثريا)
واسه اين امتحان آخريه چهار صفحه درس خوندم بيهوش شدم.ميترسم وسط امتحان برم كما...(مجيد)
يارو با رتبه پنجاه هزار تو كنكور قبول ميشه.ميرن تحقيق ميكنن ميبينن فرزند چهار تا شهيد بوده...(كاظم)
حرف آخر: يادم باشد كه من تنها هستم و تنها من نيستم.(رضا)
هنگام فرستادن جوك هاتون اسم كوچكتون هم آخر اس ام اس تون بنويسيد.
۰۹۳۵۱۶۳۷۸۹۰
روي لينك زير كليك كن.پشيمون نميشي
برچسب:
نویسنده: رضا شوقی زاده & فاطمه بزی